اطلاع‌رسانی

غدیر، سرچشمه حیات کائنات

 

قال الرضا(ع) : الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و الائمه سلام الله علیهم (اقبال-صفحه 464)
سال دهم هجرت که آخرین سال حیات پر برکت آخرین سفیر الهی بود جمع کثیری از مسلمین توفیق همراهی آن حضرت را در انجام مناسک عبادی سیاسی حج پیدا کردند؛ تا آخرین آموزه های دینی کاملترین شریعت الهی را در رفتار و گفتارش بجویند و در این مسیر راه بپویند. آنگاه که ضیوف الرحمن با پایان یافتن اعمال حج به راهنمایی پیامبر خاتم (ص) راهی دیار خویش گردیدند، در روز هجدهم ذیحجه در مسیر راه به بیابان جحفه رسیدند، آنجا کاروانیان از هر قبیله راه دیار خویش می گرفتند و از دیگران جدا می گشتند.
ناگاه فرشته وحی، پیام آور سعادت دنیوی و اخروی به حضور قدسی خاتم پیامران، شرفیاب گشت و پیام مهم و تاریخی ایزد متعال را اینگونه قرائت نمود: ای پیامبر، آنچه را که از سوی آفریدگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ کن و گرنه رسالت آفریدگارت را انجام نداده ای. خداوند، تو را از فتنه های مردم محافظت می کند. (سوره مائده آیه 67)
این چه دستور مهمی است که عدم اجرای آن همسنگ عدم اجرای وظیفه رسالت با آن همه رنجها و تلاشهای طاقت فرسای خاتم رسولان می باشد؟ فرمان الهی برای ابلاغ این پیام حساس آن چنان جدی و قاطع است که جای درنگ باقی نمیگذارد. و از این روست که صدای معصومانه عقل کل، خاتم رسل (ص) در آن بیابان که غیر از خار مغیلان سبزی دیگر به خود نمی بیند توجه افراد پیرامونی را به خود جلب کرد، پیشتازان امر به بازگشت شدند تا واپس ماندگان نیز از راه برسند و تجمعی متشکل از هزاران نفر به عنوان شاهدان عینی این رخداد استثنایی حاصل شود.
شعله های فروزان آفتاب نیمروزی فضا را آنچنان افروخته که طاقت افراد را طاق و آنان را از حرکت بازستانده، لیک جای تردیدی نیست و سرسپردگان رهبری لازم است فرمان پیامبر را به گوش جان شنیده و از رفتن فرومانده و همانجا فرود آیند. تجمعی شگرف در کنار آبگیر کهن که “غدیرخم” نامیده شده همچون نگین گرانسنگ انگشتری، سرور کائنات را در میان گرفته و چشم منظر بر چهره ملکوتی و مهربان آن جناب دوختند تا از لبانی که جز وحی کلام دیگر بر آن جاری نمی شود شنونده واقعیتی ژرف باشند. چه می دانستند این روز از چه عظمتی برخوردار است. روزی که پیامبران به دستور خداوند جانشینان و رهبران بعد از خود را به جامعه معرفی نموده اند. در چنین روزی سلیمان پیامبر بر جانشینی آصف بن برخیا گواهی گرفته، موسی کلیم هارون و یوشع بن نون را به امر الهی وصی و جانشین خویش ساخته و بر ساحران پیروز گشته، عیسی بن مریم وصایت شمعون را اعلام کرده، خدای متعال توبه آدم را پذیرفته، ابراهیم را از آتش خشم نمرودیان رهایی بخشیده و کشتی نوح را بر جودی رسانده و حال:
حساسترین لحظه تاریخ اسلام و حیات معنوی مادی بشریت در آستانه تحقق است. پیامبر به امر الهی درصدد تعیین جانشین برآمده و سرنوشت و مسیر آینده امت و کتاب را در این نقطه عطف تاریخ بشریت رقم می زند و ثمره آن تشکیل مدینه فاضله ای است که رذائل در آن ریشه کن شده و معنویت و فرهنگ و شایستگی در تمام شئون جامعه حاکمیت می یابد و مسیر انسان به سمت قله های تعالی حرکت می کند.
با فرارسیدن لحظه ابلاغ، سکوتی سنگین همراه با انتظار و دلهره بر جمع انجمن، از پیرو جوان، خرد و کلان، مردان و زنان حکم فرما شد. بطوری که زنگ شترها و استر ها نیز از صدا افتاد و نفسها در سینه ها حبس گردید.
منبری که از جهاز شتران فراهم شده با قدوم مبارک ختمی مرتبت مزین گردید و بلبل شیوا سخن و به حق ناطق، لب به در افشانی گشود. خطبه ای ایراد فرمود که در آن بارها از واژه های زیبای وصی ، امام، خلیفه و… در مورد برادر و تربیت شده مکتب خویش ، مولی الموحدین، اسدالله الغالب، یعسوب الدین، امیرمومنین، علی بن ابیطالب مدد جست.
خطبه ای که تنها از جمله “من کنت مولاه فهذا علی مولاه” تشکیل نشده بلکه سخنان دلنشینی که هر فراز از فرازهای بلند آن برای راهگشایی تاریخ کافی است و گوهر هائی نظیر توحید خداوند، نبوت پیامبر (ص) ولایت علی (ع) و فضائل آن حضرت و لقب امیرالمومنین، ذکر دوازده امام معصوم (ع) حضرت مهدی (عج) و… مزین گشت.
دریغا که بیشتر دوستداران اسلام راستین با شنیدن نام غدیر، تنها جمله (من کنت مولاه فهذا علی مولاه) به ذهنشان متبادر می گردد واز قطعه های دیگر خطبه تاریخ ساز غدیر سخنی بر زبانها جاری نشده و تلاشی برای بهره گیری از براهین مذکور در آن انجام نمی گیرد. هر چند همین فراز که خود دریائی از اسرار معنویت و عطوفت است برای سالک طریق حقیقت کافی است و از همین روست که درطول تاریخ عناد ورزان، چهره منافق گونه خویش را از پس پرده نفاق بیرون آورده و همین فراز گرانبها و ارزشمند را آماج تیرهای خصومت لجوجانه خویش قرار می دهند، و شاید به وهم خویش این گونه می انگارند که تنها مدرک حقانیت پیروان مکتب اهلبیت (ع) در همین جمله خلاصه می شود و با خدشه در آن، ولایت که رکن اساسی اعتقادات و معنویات و راهگشای خلائق در طول اعصار و قرون متمادی است از تکاپو افتاده و منزوی می گردد.
احیاء غدیر تنها سخن از حق ضائع شده امام الانام و امیرالکلام نیست بلکه تداعی انحرافی به ژرفای تاریخ و وسعت زمان و گستردگی دامنه حقانیت است که ادامه آن موجب خشکیدن سرچشمه آب حیات و گشوده شدن باب ظلمات بر جمیع کائنات می گردد. باشد که التفات به اشتباهات دیگران درس عبرتی برای پند پذیران و روشن ضمیران گردد تا با تلاشهای طاقت فرسای الهام گرفته از آموزه های اسلام و قرآن و در زیر لوای رهبران الهی به اصلاح جوامع همت گمارند و نور هدایت و راستیها را در پهنه گیتی بگستردانند و شاهد صدق این ادعا، ظلم ستیزی و عدالت محوری تشیع در طول تاریخ است که با تبعیت از راهنمائیهای علمای ژرف اندیش و پیروی از اندیشمندان فرهیخته ، تاریخ سراسر افتخار خویش را مملو از صفحات زرین نموده اند. امید آنکه با انسجام و هم گرائی زمینه شکوفائی مجدد تمدن اسلامی را مهیا نموده و به عنوان سربازان جان بر کف سپاه دین در احیای ثقل اکبر و اصغر و شکوفائی و بالندگی، پویائی و پایائی مکتب اهلبیت (ع) تحت اشراف و فرماندهی ولایت همت گماریم.

نوشته شده در: دیدگاه

ارسال دیدگاه: (1) ←

1 دیدگاه

  1. نبی الله سرگلزایی آبان 9, 1392

    عید غدیر بر شما استاد بزرگوار مبارک باد

    پاسخ

ارسال دیدگاه