اطلاع‌رسانی

امیرالمومنین، سرچشمه زلال هدایت

 

امیر مومنان و سرور اوصیاء علی علیه السلام، به فرمان خداوند و تصریح پیامبر اکرم (ص) نخستین جانشین رسول خداست و قرآن کریم به صراحت از عصمت و پیراستگی آن رادمرد از زشتیها و پلشتیها خبر داده و او را به داشتن فضائل گوناگون ستوده است.

علی (ع) همان کسی است که نبی اکرم (ص) به اتفاق او و فرزندانش با نصارای نجران مباهله کرد و آن حضرت را از آن دسته از خویشان خود قلمداد نمود که دوستی و محبت آنان واجب به شمار می آید و همسنگ قرآن مجید هستند؛ که هر کس به آنها تمسک نماید اهل نجات بوده و هر کس از فرمانشان سرپیچی نماید در ورطه هلاکت است.
امام از کودکی در دامان رسول اکرم (ص) رشد پیدا نموده و از سرچشمه زلال هدایت و معرفت سیراب گشته و در مکتب تربیتی پیامبر پرورش یافته است. او شاگردی نمونه و برادری وفادار برای پیامبر و نخستین ایمان آورنده به ایشان بوده است. امام علی (ع) صادقانه ترین فداکاری ها را در راه پروردگار خویش انجام داده و در مسیر پیشبرد رسالت پیامبر اکرم (ص) در حساسترین و سهمگین ترین لحظات درگیری و کشمکش با جاهلیت طغیانگر، چه قبل از هجرت و چه بعد از آن جانفشانی نموده و خود را وقف پیشرفت مکتب و ارزشهای والای رسالت نموده است؛ تا آنجا که به مجسمه تقوی و حق تبدیل گشته، بی آنکه ذره ای از آن پا فراتر نهد و یا به اندازه تار مویی از مسیر حق خارج شده باشد.
امام (ع) از آغاز رسالت نبی اکرم (ص) از آن بزرگوار حمایت و پشتیبانی کرد و در کنار او چنان مردانه ایستاد که نور اسلام از پس پرده کفر پدیدار شد و چهره واقعی حق بر همگان نمایان گشت. پس از آنکه پیامبر اکرم در مدتی کوتاه گامهایی بلند در مسیر تحول نظام جاهلی برداشت و حکومت دینی را در مدینه بنیان نهاد، در مسیر دستیابی به اهداف بزرگ ایشان، راهی دشوار و طولانی در برابر این حکومت نوپا وجود داشت و نیاز به برنامه ریزی دقیق و رهبری هوشمندانه ای پس از پیامبر بود که در عقل و ایمان و اخلاص و تدبیر، کمتر از شخصیت رسول اکرم نباشد و طبیعی است که این آخرین رسالت که چکیده رسالتهای همه پیامبران و وارث تلاشهای طاقت فرسای آنان در طول تاریخ به شمار می آمد علاوه بر حال، برای آینده نیز برنامه ریزی کند تا جامعه را از همه زشتی ها مبرا ساخته و به اوج آگاهی و ایمان و اخلاص و جانفشانی در راه حق آراسته نماید.
پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) در حال حیات خود و با توجه به مسئولیت خطیری که در ارشاد امت خویش داشت قبل از آنکه چشم از جهان فرو بندد، امیرالمومنین علی (ع) را که وصی، برادر، وزیر و دروازه شهر علم خود میدانست، به امر پروردگار به جانشینی خود برگزید و در مقاطع مختلف بر اطاعت از او و خلافت بلافصلش تاکید فرمود، اما مع الاسف پس از رحلت آن پیامبر رحمت، مسلمانان وصایا و سفارشهای ایشان در خصوص رهبری حضرت علی (ع) را نادیده انگاشته و جامه خلافت را به ناحق بر اندام دیگران پوشاندند، با آنکه میدانستند جانشینی پیامبر (ص) در تمام شئون، بر کسی جز او شایسته نیست.
آن پیشوای سترگ چون حق مسلم خویش را ربوده دید دامن از خلافت برچید و با ژرف اندیشی خویش شکیبائی برگزید و برای حفظ اساس اسلام صبر پیشه ساخت، و در حالی که به تعبیر خویش خار در چشم و استخوان در گلو داشت، به جمع آوری قرآن و رتق و فتق امور پرداخت.
علی بن ابیطالب (ع) جایگزینی بود که رسول اکرم (ص) وی را به گونه ای ویژه و شایسته برای پذیرش و انجام این مسئولیت خطیر تربیت کرد تا مرجعیت فکری و سیاسی پس از خود را به وی واگذاز نماید ولی جاهلیتی که در ژرفای وجود آن جامعه ریشه دوانده بود در مدت زمان رهبری پیامبر و فعالیتهای جهادی در عرصه اعتقادی و نظامی و انجام جنگهایی مانند بدر و احد و خیبر و حنین به کلی از میان نرفته بود و طبیعی می نمود که بار دیگر و این بار در پوشش اسلام نمودار شود تا با حیات مجدد در عرصه اجتماعی پدیدار گردد. از این رو بازگشت به آداب و رسوم جاهلیت، از راه گرد آمدن پیرامون رهبر قانونی جامعه نوپای اسلامی که با مخاطرات فراوان داخلی و خارجی مواجه بود برای هر پیشوا و رهبری که از اندک آگاهی سیاسی و علم الاجتماع برخوردار بود، مساله ای دور از انتظار به حساب نمی آمد؛ تا چه رسد به اول شخص عالم امکان، رسول اکرم و خاتم پیامبران (ص)!
با اینکه رسالت، یک خط مشی طبیعی ترسیم نمود که از هرجهت برای روند حرکت پیشگامانه اسلامی لازم بود و امت را از جنبه فکری و سیاسی به مرجعی که از هر پلیدی جاهلی پیراسته بود ارجاع داد، و رسول اکرم (ص)، علی را در غدیر خم به عنوان امیر مومنان منصوب کرد و با گرفتن بیعت از عموم مسلمین برای او، پایه های ولایت و حاکمیت آن حضرت را مستحکم نمود، اما توده مردم که از درک توطئه پشت پرده جاهلیت عاجز بودند، ابزار دست کسانی شدند که به دنبال اهداف و مطامع خویش بودند و این موضوع باعث تبدیل خط اسلام ناب محمدی و انقلابی به خط جاهلی در پوشش اسلام گردید.
روزگار به همین منوال سپری می شد و جامعه اسلامی از رهبری و زعامت حضرتش محروم بود و هر روز عطش جرعه نوشی از دریای بیکران عدالتش فزونی می یافت تا آنگاه که پس از سپری شدن سالیانی اندوهبار، مردم بیدار شده و نهضتی فراگیر برای بازگرداندن خلافت به جایگاه اصلی آن برپا نمودند و پس از به قتل رسیدن خلیفه سوم، قاطبه مردم جهت اعلام فرمانبرداری به آن حضرت روی آورده و فریاد بیعت بیعت سر دادند تا جایی که از فرط ازدحام جمعیت، هنگامه عجیبی برپا شد که حسنین علیهما السلام فشرده گشتند و بند کفش علی (ع) برید و ردایش افتاد و پهلویش آسیب دید.حضرت (ع) دست خود را باز پس می برد، ولی مردم آن را می کشیدند؛ دستش را می بست، اما آنها می گشودند تا آنکه سرانجام وقتی اصرار آنها را ملاحظه فرمود به خاطر حضور مردم و وجود یاران و تعهدی که در مبارزه با ظلم و بسط عدل و استمرار سیره پیامبر (ص) داشت، بیعت را پذیرفت و پس از گذشت بیش از دو دهه دوران خفقان، حق به حقدار رسید و شمیم عطر عدالت در هر کوی و برزن استشمام شد. (تفصیل این مطلب در جلدهای 32 تا 34 کتاب شریف بحارالانوار آمده است.)
امام (ع) با تلاش شبانه روزی و به کار بستن تمام تلاش خویش سعی نمود عدالت اجتماعی را در میان مردم اجرا نماید و با حفظ وحدت و یکپارچگی امت همراه با تلاش در مسیر تربیت و آموزش، امنیت و آزادی و رفاه و آرامش را به جامعه ملتهب آن روز هدیه نماید و در همین راستا گردانندگان دستگاه فاسد اداری را برکنار نمود و فرمانروایان و کارگزاران لایق و کارآمد و برخوردار از بینش صحیح دینی را جایگزین آنها ساخت و با دقت نظر راه را بر فرصت طلبان آزمند بست و آنان را از حیطه مسئولیت دور ساخت و هرگز به نیرنگ و فریب متوسل نشد و در کردار و رفتار و شیوه حاکمیت همان روش برادر و پسر عمویش رسول اکرم (ص) را نصب العین قرار داد.
بدین ترتیب، فعالیت این افراد سودجو و فرصت طلب که به دنبال ویژه خواری بودند، بر ضد حاکمیت عدالت و تقوی آغاز گردید و عناصری که تا دیروز به شکلی در کشتن خلیفه سوم و تحریک مردم بر ضد او شرکت داشتند، دست در دست هم داده و به بهانه خونخواهی عثمان ، سیاست حکیمانه و بی آلایش حضرت را به باد انتقاد گرفتند و در این راستا، گروهی از هوادارانش پیمان شکستند و گروهی از دین بیرون رفتند و جمعی از اطاعت حق سر برتافتند و اکنون این امام علی (ع) بود که پس از مبارزه ای بی امان و طاقت فرسا در شب قدر سال چهل هجرت نبوی در محراب عبادتش در مسجد کوفه به شهادت رسید و محاسن مبارکش با خون پاکش رنگین شد و تنها کسی شد که در کعبه تولد یافته و در مسجد به فیض عظیم شهادت نائل می گردد؛ و چه زیبا سروده است سبط اکبر امام حسن مجتبی (ع) در رثای پدر ، آنجا که فرموده است:
اَینَ من کان لعلم المصطفی فی الناس باباً اَینَ من کان اذا ما قَحَطَ الناس سحاباً
اینَ من کان اذا نودِی فی الحرب أجابا این من کان دعاه مستجاباً و مُجاباً
ترجمه:
کجاست کسی که در بین مردم باب علم پیامبر اکرم (حضرت مصطفی) بود؟
کجاست کسی که در ایام قحطی همانند ابری بود (که بر مردم می بارید) ؟
کجاست کسی که هر گاه در جنگها خوانده می شد اجابت می نمود (و همواره آماده نبرد بود) ؟
کجاست کسی که دعاهای او مستجاب بوده و به هدف اجابت می رسید؟
رخدادهای زمان حیات امیرالمؤمنین(ع) بسیار متنوع و در عین حال عبرت آموز است، رویدادهائی که از زوایای مختلف قابل بررسی و حاوی درسهایی ماندگار و فراموش ناشدنی هستند و از کمال شخصیت آن حضرت در ابعاد گوناگون پرده برداشته و به خوبی نشان می دهند که چگونه ممکن است شخصی در مرتبه ای از اوج ایمان و اخلاص و فداکاری قرار گیرد که به الگوئی مناسب در بین نسل ها و در استمرار عمرها تبدیل شده و هم دارای دوستان و پیروانی شیفته و هم داراری دشمنانی کینه توز و قسم خورده باشد بطوریکه این رباعی در توصیف ایشان معروف بوده و بر سر زبان ها افتاده که:
جُمِعت فی صفاتک الأضداد/ فلهذا عزّت بک الأنداد زاهدٌ حاکمٌ حلیمٌ شجاع/ فاتکٌ ناسکٌ فقیرٌ جواد
ترجمه:
صفات ضد هم در وجود مبارک تو جمع شده اند/ و از اینروست که یاوران تو اندک هستند
در عین بی اعتنایی به دنیا، فرمانروا، در عین برخورداری از حلم، شجاع/ در عین قهرمانی، عابد و در عین فقر اهل جود وبخشش هستی
از آنجا که مطالعه و بررسی دقیق همه زوایای زندگی سراسر درس آن یگانه تاریخ، نیازمند تالیف دهها جلد کتاب است، همانگونه که نویسندگان زبردست فراوانی اعم از شیعه یا سنی و حتی غیر مسلمان، به قلمفرسایی در این زمینه پرداخته اند، لذا در این مقاله که بنای آن بر اختصار است، فقط به عنوان نمونه به چند فراز برجشته که هرکدام از آنها می تواند از ماندگاری سلوک حضرتش به نوعی رمزگشائی نموده و محور تحقیقات فراوانی قرار گیرد، به نحو فهرست وار اشاره می گردد. امید که خواننده محترم با مراجعه به متون اصلی و منابع ناب، حدیث مفصل بخواند از این مجمل.
تعدادی از محورهائی که هر کدام از آنها از شایستگی ها و کرامات حضرت علی (ع) پرده برمیدارند، از اینقرار است:
• عدالت علی (ع) در عرصه های مختلف اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و…
• سیاست علی (ع) در اجرای قوانین ناب اسلام و در برخورد با آحاد جامعه اسلامی و حتی غی مسلمانانی که در حیطه قلمرو اسلام زندگی می کردند
• قضاوتهای محیر العقول آن حضرت که در مناسبتهای مختلف انجام گرفته و نقش بسزایی در احقاق حق مظلومین و رسوا نمودن مدعیان دروغین حاکمیت ایفا نموده است
• علی (ع) و کارگزاران حکومت (دستورالعملهای حکومتی و عزل و نصب هایی که امروز نیز می تواند راهگشای فرمانروایان دینی باشد)
• سیره علی (ع) در عملیاتی کردن دو فرع از فروع دین یعنی امر به معروف و نهی از منکر، با توجه به برکاتی که بر این دو واجب الهی مترتب است
• نحوه برخورد علی (ع) با فرقه های کلامی موجود در آن عصر که در دفع شبهات واهی موجود در این عصر نیز می تواند کاربرد داشته باشد
• نحوه برخورد با اهل کتاب و رعایت حقوق آنان در حکومت حضرت علی (ع)
• دیدگاه علی (ع) در مسائل اقتصادی و فعالیتهای تولیدی و اقتصادی آن حضرت
• جنگهایی که در دوران حکومت علی (ع) بر ایشان تحمیل شد (جمل، صفین، نهروان)
• مظلومیت حضرت علی (ع) در طول زدگی
• آخرین برگ از حیات علی (ع) که با مرگ شرافتمندانه شهادت، آن هم در محراب عبادت انجام گرفت که موجب تحکیم پایه ها و ارکان دین گردید
ای امیرمؤمنان! ای پیشوای نکوسیرتان، درود بر تو در آن روز که دیده به جهان گشودی و روزی که در دامان گل سرسبد مخلوقات، حضرت ختمی مرتبت پرورش یافتی و آن روز که در مسیر اعلای کلمه حق و به اهتزاز در آوردن پرچم اسلام، جهاد و مبارزه نمودی و روزی که با سرلوحه قرار دادن صبر، در حفظ اساس اسلام کوشیدی و آن روز که جهت اثبات پایبندی به پیمان الهی خویش، حکومت و بیعت را پذیرفتی و آن روز که به فیض عظیم شهادت نائل گشتی و با خون پاک خود، درخت اسلام را آبیاری نموده و بافرق شکافته به دیدار معبود و مهمانی برادرت پیامبر اکرم (ص) و همسرت زهرای اطهر(س) شتافتی و روزی که برانگیخته می شوی و نشان رستگاری را در بهشت برین با خود همراه داری. باشد که در مواقف هولناک بر بالینمان حاضر شوی و از ما دستگیری نموده و شفاعت فرمائی.
قم المقدسه؛ سید محمد واعظ موسوی
15/4/91

نوشته شده در: دیدگاه

ارسال دیدگاه: (0) ←

ارسال دیدگاه